فرهنگ آریانپور
کردن - منجمد -
#۱۵۸٬۵۹۰
ice
منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى
jell
لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن
curdle
بستن، دلمه کردن، دلمه شدن، منجمد کردن
glaciate
یخ بستن، منجمد شدن، منجمد کردن، یخ زدن، با برف یا یخ پوشاندن