فرهنگ آریانپور
کردن - منتشر -
#۱۵۸٬۵۸۷
چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن
blazon
اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم
broaden
پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن
diffuse
منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن
publish
چاپ کردن، طبع و نشر کردن، منتشر کردن
broadcast
(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى
propagate
گستردن، (به وسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن، پروردن، قلمه زدن، منتشر کردن، انتشار دادن، پخش کردن، پخش شدن، رواج دادن
disseminate
تخم کاشتن، منتشر کردن