فرهنگ آریان‌پور

کردن - منبسط -

#۱۵۸٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

expand

بسط دادن، بسط یافتن، منبسط شدن، منبسط کردن، توسعه دادن، پهن کردن، به تفصیل شرح دادن

۲

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن

۳

rarefy

(rarify =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن

۴

rarify

(rarefy =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن

۵

explode

محترق شدن، منفجر شدن، ترکیدن، منبسط کردن، گسترده کردن

۶

porrect

بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن

۷

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت