فرهنگ آریانپور
کردن - ممنوع -
#۱۵۸٬۵۷۸
bar
میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب
debar
مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن
prohibit
منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى
countermand
فسخ کردن، لغو کردن، برگرداندن حکم صادره، ممنوع کردن