فرهنگ آریانپور
کردن - مقدر -
#۱۵۸٬۵۴۵
slate
تخته سنگ، لوح سنگ، ورقه سنگ، تورق، سنگ متورق، سنگ لوح، ذغال سنگ سخت و سنگى شرح وقایع (اعم از نوشته یا ننوشته)، فهرست نامزدهاى انتخاباتى، با لوح سنگ پوشاندن، واقعه اى را ثبت کردن، تعیین کردن، مقدر کردن
ordain
ترتیب دادن، مقدر کردن، وضع کردن، امر کردن، فرمان دادن
destine
قبلا انتخاب کردن، مقدر کردن، سرنوشت معین کردن
fortune
بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن
predestinate
مقدر شده، قبلا تعیین شده، داراى سرنوشت و نصیب و قسمت ازلى، مقدر کردن