فرهنگ آریانپور
کردن - مقابله -
#۱۵۸٬۵۴۲
beard
ریش، خوشه، هر گونه برآمدگى تیز شبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان، مقابله کردن، ریش دار کردن
check
مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)
repel
دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن
counter
پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه
reluctate
مخالف کردن، مقابله کردن، بى میلى کردن
rencontre
با خصومت رو به رو شدن، مقابله کردن، مصاف
rencounter
با خصومت رو به رو شدن، مقابله کردن، مصاف