فرهنگ آریان‌پور

کردن - مقابله -

#۱۵۸٬۵۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

beard

ریش، خوشه، هر گونه برآمدگى تیز شبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان، مقابله کردن، ریش دار کردن

۲

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۳

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۴

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه

۵

reluctate

مخالف کردن، مقابله کردن، بى میلى کردن

۶

rencontre

با خصومت رو به رو شدن، مقابله کردن، مصاف

۷

rencounter

با خصومت رو به رو شدن، مقابله کردن، مصاف