فرهنگ آریانپور
کردن - مغشوش -
#۱۵۸٬۵۳۰
rile
آزردن، متغییر کردن، مغشوش کردن، هم زدن
baffle
گیج یا گمراه کردن، مغشوش کردن، دستپاچه کردن، بى نتیجه کردن، پریشانى، اهانت
burble
(burbling =) ـ جوش، قل قل، سالک، جوش صورت، صداى قل قل (در حرف زدن)، اشکال، بى نظمى، درهم و بر هم سخن گفتن، مغشوش کردن
flummox
(confuse =) ـ آشفته کردن، مغشوش کردن، گیج کردن، درجواب عاجز کردن
unsettle
بر هم زدن، ناراحت کردن، مغشوش کردن
discombobulate
مغشوش کردن، درهم و بر هم کردن، مختل کردن