واژههای فارسی←کردن - معوق -فرهنگ آریانپورکردن - معوق -#۱۵۸٬۵۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱retardتاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کارواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر