فرهنگ آریان‌پور

کردن - معزول -

#۱۵۸٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

eject

بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن

۲

depose

معزول کردن، عزل نمودن، خلع کردن

۳

recall

به یاد آوردن، فراخواندن، معزول کردن

۴

deprive

بى بهره کردن، محروم کردن، معزول کردن