فرهنگ آریانپور
کردن - معتدل -
#۱۵۸٬۵۰۸
alloy
بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن
season
فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن
temper
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب