فرهنگ آریانپور
کردن - معاشرت -
#۱۵۸٬۵۰۱
associate
هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن
companion
همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن
fellowship
رفاقت، دوستى، هم صحبتى، معاشرت کردن، کمک هزینه تحصیلى، عضویت، پژوهانه
intercommunicate
مرتبط بودن با، مراوده داخلى داشتن، مبادله کردن، آمیزش کردن، معاشرت کردن، داراى مراوده