فرهنگ آریان‌پور

کردن - مطیع -

#۱۵۸٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

reduce

کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن

۲

subdue

مطیع کردن، مقهور ساختن، رام کردن

۳

harness

افسار، دهنه، تارکش، اشیاء، تهیه کردن، افسار زدن، زین و برگ کردن، مهار کردن، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن

۴

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۵

subjugate

تحت انقیاد در آوردن، مطیع کردن، منکوب کردن