فرهنگ آریانپور
کردن - مطلع -
#۱۵۸٬۴۹۸
inform
آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن
apprise
(apprize =) ـ (حقوق) برآورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، مطلع کردن، آگاهى دادن
acquaint
آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن