فرهنگ آریانپور
کردن - مطرح -
#۱۵۸٬۴۹۶
moot
بحث، مجلس خطابه و مناظره، انجمن، شورا، مطرح کردن، دادخواهى کردن، قابل بحث
pose
(baffle، puzzle، question =) ـ مطرح کردن، گذاردن، قرار دادن، اقامه کردن، ژست گرفتن، وانمود شدن، قیافه گرفتن، وضع، حالت، ژست، قیافه گیرى براى عکسبردارى، سوال پیچ کردن با سئوال گیر انداختن
table
میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن
discuss
بحث کردن، مطرح کردن، گفتگو کردن
overture
سوراخ، شکاف، آغاز عمل، پیش در آمد، افشا، کشف، مطرح کردن، با پیش در آمد آغاز کردن
propound
مطرح کردن، پیشنهاد کردن، ارائه دادن، تقدیم کردن، رواج دادن
introduce
معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن