فرهنگ آریانپور
کردن - مصرف -
#۱۵۸٬۴۸۱
eat
(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن
use
استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست
expend
خرج کردن، صرف کردن، مصرف کردن
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
use up
مصرف کردن، تحلیل بردن، مورد استفاده قرار گرفتن، از نفس افتادن
put away
کنار گذاردن، مردود ساختن، طلاق دادن، تمام غذا یا مشروبى را خوردن، مصرف کردن