فرهنگ آریانپور
کردن - مشخص -
#۱۵۸٬۴۶۵
denote
مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن
specify
تبیین کردن، مشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، معلوم کردن، جنبه خاصى قائل شدن براى، ذکر کردن، مخصوصاً نام بردن، تصریح کردن
delineate
مشخص کردن، ترسیم نمودن، معین کردن
individuate
تک قرار دادن، فرد کردن، انفرادى کردن، مجزا کردن، جدا کردن، تمیز دادن، شخصیت دادن، مشخص کردن
characterize
منش نمایى کردن، توصیف کردن، مشخص کردن، منقوش کردن