فرهنگ آریان‌پور

کردن - مشخص -

#۱۵۸٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

denote

مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن

۲

specify

تبیین کردن، مشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، معلوم کردن، جنبه خاصى قائل شدن براى، ذکر کردن، مخصوصاً نام بردن، تصریح کردن

۳

delineate

مشخص کردن، ترسیم نمودن، معین کردن

۴

individuate

تک قرار دادن، فرد کردن، انفرادى کردن، مجزا کردن، جدا کردن، تمیز دادن، شخصیت دادن، مشخص کردن

۵

characterize

منش نمایى کردن، توصیف کردن، مشخص کردن، منقوش کردن