فرهنگ آریان‌پور

کردن - مشاهده -

#۱۵۸٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

see

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۲

behold

(past: beheld ; past participle: beheld) ـ دیدن، مشاهده کردن، نظاره کردن، (در وجه امرى) ببین، اینک، هان

۳

observe

رعایت کردن، مراعات کردن، مشاهده کردن، ملاحظه کردن، دیدن، گفتن، برپا داشتن (جشن و غیره)

۴

perceive

درک کردن، دریافتن، مشاهده کردن، دیدن، ملاحظه کردن

۵

apperceive

مشاهده کردن، دریافتن، درک کردن، به معلومات خود افزودن