فرهنگ آریان‌پور

کردن - مسطح -

#۱۵۸٬۴۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

rase

بریدن، خراش دادن، خراشیدن، تراشیدن، مسطح کردن، با خاک یکسان کردن، له کردن

۲

range

برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن

۳

flatten

پهن کردن، مسطح کردن، بیمزه کردن، نیم نت پایین آمدن، روحیه خود را باختن

۴

tabulate

جدول بندى کردن، فهرست کردن، مسطح کردن، تخت کردن، تخت و مسطح، هموار