فرهنگ آریان‌پور

کردن - مسخره -

#۱۵۸٬۴۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

imp

بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن

۲

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۳

jape

فریب، لطیفه، گول، شوخى، دست انداختن شخص، طعنه، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن، جماع کردن

۴

quiz

امتحان، آزمایش کردن، چیز عجیب، مسخره کردن، شوخى، پرسش و آزمون

۵

befool

دست انداختن، مسخره کردن، گول زدن، تحمیق کردن

۶

satirize

هجو کردن، مسخره کردن