فرهنگ آریانپور
کردن - مست -
#۱۵۸٬۴۳۴
sot
احمق، ساده لوح، مست، احمق کردن، مست کردن
fuzz
کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن
lush
پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى
besot
مست کردن، گیج کردن، مبهوت کردن، شیفته و مسحور کردن
booze
مشروب الکلى، مشروبات الکلى بحد افراط نوشیدن، مست کردن
befuddle
گیج کردن، مست کردن، (با مشروب) سرمست کردن
inebriate
مست کردن، سرخوش کردن، کیف دادن
intoxicate
مست کردن، کیف دادن، سرخوش کردن