فرهنگ آریان‌پور

کردن - مخلوط -

#۱۵۸٬۳۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن

۲

mell

مخلوط کردن، آمیختن، فضولى کردن

۳

admix

آمیختن، مخلوط کردن، به هم پیوستن، مخلوط شدن، آمیزش کردن، دخالت کردن

۴

commix

مخلوط کردن، به هم ریختن، درآمیختن

۵

confect

ساختن، ترکیب کردن، آماده کردن (غذا براى گوارش)، مخلوط کردن، مزق

۶

gradate

بتدریج و به طور غیر محسوس تغییر رنگ دادن، بتدریج با رنگ دیگر آمیختن، درجه بندى کردن، مخلوط کردن، تدریجا عمل کردن یا شدن

۷

immingle

درهم آمیختن، به هم آمیختن، مخلوط کردن

۸

interlard

آمیختن، مخلوط کردن، بمیان آوردن

۹

intermeddle

مخلوط کردن، مداخله کردن، فضولى کردن