فرهنگ آریانپور
کردن - مخابره -
#۱۵۸٬۳۷۲
wire
سیم، تلگراف، سیم کشى کردن، مفتول، سیم تلگراف، مخابره کردن
dispatch
اعزام کردن، اعزام، توزیع امکانات، گسیل، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، روانه کردن، فرستادن، مخابره کردن، ارسال، انجام سریع، کشتن، شتاب، پیغام
transmit
فرا فرستادن، پراکندن، انتقال دادن، رساندن، عبور دادن، سرایت کردن، مخابره کردن، فرستادن