فرهنگ آریان‌پور

کردن - محصور -

#۱۵۸٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mure

(گرفتن) سوراخ، مسدود کردن، محصور کردن

۲

close

به دقت

۳

embay

محصور کردن (در خلیج)، حبس کردن، توقیف کردن

۴

enwind

به دور چیزى پیچیدن، احاطه کردن، محصور کردن

۵

immure

در چهار دیوار نگاه داشتن، محصور کردن، زندانى کردن

۶

compass

تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما

۷

embower

پناه دادن، محصور کردن، (در آلاچیق)، در داربست جادادن، در سایبان نشاندن

۸

inclose

(inclosure =) ـ چهاردیوارى، حصار، چینه کشیدن، محصور کردن

۹

ensphere

محصور کردن، به صورت کروى در آوردن، احاطه کردن