فرهنگ آریان‌پور

کردن - محجور -

#۱۵۸٬۳۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۲

incapacitate

ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن