فرهنگ آریانپور
کردن - محبوس -
#۱۵۸٬۳۵۵
coop
قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن
stash
انبار کردن، ذخیره کردن (در محل مخفى براى آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پنهانگاه
confine
حد، محدوده، محدود کردن، منحصر کردن، محبوس کردن