فرهنگ آریان‌پور

کردن - محبوس -

#۱۵۸٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

coop

قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن

۲

stash

انبار کردن، ذخیره کردن (در محل مخفى براى آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پنهانگاه

۳

confine

حد، محدوده، محدود کردن، منحصر کردن، محبوس کردن