فرهنگ آریان‌پور

کردن - مجهز -

#۱۵۸٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

imp

بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن

۲

rig

بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، با خدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دکل آرایى، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات

۳

busk

مجهز کردن، باعجله پیش رفتن، عجله کردن

۴

dight

ملبس کردن، آماده کردن، مجهز کردن، جماع کردن

۵

equip

آراستن، سازمند کردن، مجهز کردن، مسلح کردن، (علوم نظامى) سازوبرگ دادن

۶

furnish

مبله کردن، داراى اثاثه کردن، مجهز کردن، مزین کردن، تهیه کردن

۷

accouter

آماده ى جنگ کردن، مجهز کردن، ملبس کردن

۸

caparison

زره و تجهیزات اسب، مجهز کردن

۹

habilitate

لباس پوشیده، ملبس، شایستگى داشتن، مجهز کردن