فرهنگ آریان‌پور

کردن - مجسم -

#۱۵۸٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۲

depict

نمایش دادن (به وسیله نقشه و مانند آن)، نقش کردن، مجسم کردن، رسم کردن، شرح دادن

۳

embody

جسم دادن (به)، مجسم کردن، در بر داشتن، متضمن بودن

۴

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۵

portray

تصویر کشیدن، توصیف کردن، مجسم کردن

۶

character

دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت

۷

depicture

نمایش دادن، مجسم کردن، نقش کردن

۸

epitomize

خلاصه کردن، متمرکز کردن، مجسم کردن، صورت خارجى به چیزى دادن

۹

incarnate

مجسم (به صورت آدمى)، داراى شکل جسمانى، به رنگ گوشتى، مجسم کردن، صورت خارجى دادن