فرهنگ آریانپور
کردن - مجزا -
#۱۵۸٬۳۴۲
isle
جزیره، جزیره کوچک، جزیره نشین کردن، مجزا کردن
excide
قطع کردن، مجزا کردن، جدا کردن
discrete
گسسته، جدا، مجزا، مجرد، مجزا کردن
decollate
سربریدن، بى سر کردن، گردن زدن، مجزا کردن، ورق ورق کردن
disassemble
مجزا کردن، سوا کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)، به هم ریختن
individuate
تک قرار دادن، فرد کردن، انفرادى کردن، مجزا کردن، جدا کردن، تمیز دادن، شخصیت دادن، مشخص کردن
disassociate
جدا کردن، مجزا کردن، همکارى نکردن، از همکارى دست کشیدن
individualize
از دیگران جدا کردن، مجزا کردن، تک سازى، تمیز دادن، تشخیص دادن، حالت ویژه دادن، منفرد ذکر کردن، به صورت فردى در آوردن
draw off
کاستن، کم کردن، جدا کردن، مجزا کردن، دور کردن از