فرهنگ آریانپور
کردن - مجذوب -
#۱۵۸٬۳۳۹
witch
زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
fascinate
مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن
spellbind
سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن