فرهنگ آریانپور
کردن - متهم -
#۱۵۸٬۳۲۸
accuse
متهم کردن، تهمت زدن
bewary
متهم کردن، بدگویى کردن از، راز کسى را از روى عداوت فاش کردن
delate
متهم کردن، چغلى کردن (از)، خبر دادن
impute
نسبت دادن، بستن، اسناد کردن، دادن، تقسیم کردن، متهم کردن
indict
(حقوق) علیه کسى ادعا نامه تنظیم کردن، اعلام جرم کردن، متهم کردن، تعقیب قانونى کردن
impeach
متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن
upbraid
سرزنش کردن، متهم کردن، ملامت کردن
challenge
به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ
inculpate
متهم کردن، تهمت زدن به، مقصر دانستن