فرهنگ آریانپور
کردن - متلاشی -
#۱۵۸٬۳۱۷
hackle
شانه مخصوص شانه کردن لیف هاى کتان و ابریشم، کتان زن، حشره پردار، شانه کردن، از هم باز کردن، شکافتن، متلاشى کردن
fragmentate
خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن
fragmentize
(fragmentate =) ـ خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن