فرهنگ آریان‌پور

کردن - متعادل -

#۱۵۸٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

offset

جبران کردن، افست، چاپ افست، جابجاسازى، مبدا، نقطه شروع مسابقه، چین، خمیدگى، انحراف، وزنه متعادل، رقم متعادل کننده، متعادل کردن، خنثى کردن، چاپ افست کردن

۲

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۳

equilibrate

موازنه کردن، به حال تعادل درآوردن، متعادل کردن، متعادل شدن