فرهنگ آریانپور
کردن - مبهم -
#۱۵۸٬۲۸۴
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
adumbrate
مبهم کردن، سایه افکندن بر، طرح (چیزى را) نشان دادن
soft pedal
(در پیانو) رکاب تخفیف صدا، وسیله خفه کردن صدا، با رکاب پایى صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن، مبهم کردن