فرهنگ آریان‌پور

کردن - مبهم -

#۱۵۸٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۲

adumbrate

مبهم کردن، سایه افکندن بر، طرح (چیزى را) نشان دادن

۳

soft pedal

(در پیانو) رکاب تخفیف صدا، وسیله خفه کردن صدا، با رکاب پایى صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن، مبهم کردن