فرهنگ آریان‌پور

کردن - مبتنی -

#۱۵۸٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

predicate

مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن