فرهنگ آریانپور
کردن - له -
#۱۵۸٬۲۵۵
maul
چکش چوبى، تخماق، چماق، گرز، توپوز، ضربت سنگین، با چکش زدن یا کوبیدن، خرد کردن، له کردن، صدمه زدن
rase
بریدن، خراش دادن، خراشیدن، تراشیدن، مسطح کردن، با خاک یکسان کردن، له کردن
quash
نقض کردن، باطل کردن، الغا کردن، با ضربه زدن، له کردن، فرو نشاندن
mangle
(پارچه بافى) دستگاه پرس، له کردن، بریدن، پاره کردن، خرد کردن
pummel
(poundbeat =) ـ کوبیدن، زدن، له کردن
scotch
ویسکى اسکاتلندى، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى، چاک، خراش، زخم، چاک دادن، زخمى کردن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن، مردد بودن، نوار چسب اسکاچ
squash
له کردن، کوبیدن و نرم کردن، خفه کردن، شربت نارنج، افشره نارنج، (گیاه شناسى) کدو، کدوى رشتى، کدو مسما
contuse
کوفتن، ضربت زدن، کوفته کردن، له کردن
squelch
صداى چلپ چلوپ پوتین در زمین گل آلود، خرد کردن، له کردن، سرکوبى