واژههای فارسی←کردن - لگد -فرهنگ آریانپورکردن - لگد -#۱۵۸٬۲۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tread(past: trod ; past participle: trodden, trod) ـ گام بردارى، پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر