فرهنگ آریانپور
کردن - لغو -
#۱۵۸٬۲۴۴
annul
لغو کردن، باطل کردن، خنثى کردن
cancel
فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن
repeal
لغو کردن، احضار کردن، احضار، باز گردانى، الغاء، لغو، فسخ
revoke
لغو کردن، مانع شدن، الغا، فسخ، ابطال
nullify
بى اثر کردن، لغو کردن
abrogate
منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن
disannul
لغو کردن، فسخ کردن، باطل کردن
override
(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن
countermand
فسخ کردن، لغو کردن، برگرداندن حکم صادره، ممنوع کردن