فرهنگ آریانپور
کردن - لاغر -
#۱۵۸٬۲۳۲
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
gaunt
لاغر، نحیف، بدقیافه، زننده، بى ثمر، لاغر کردن، زننده ساختن، ویران کردن
atrophy
(پزشکى) لاغرى، ضعف بنیه، (گیاه شناسى) نقصان قوه ى نامیه، لاغر کردن، خشک شدن، لاغر شدن
emaciate
لاغر کردن، نزار کردن، بى قوت کردن، تحلیل رفتن
macerate
لاغر کردن، (مجازى) ظلم کردن بر، زجر دادن، خیساندن، خیس شدن
attenuate
رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن
slenderize
لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باریک کردن