فرهنگ آریانپور
کردن - قدغن -
#۱۵۸٬۱۸۴
ban
قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا
veto
حق رد، رد، منع، نشانه مخالفت، راى مخالف، رد کردن، قدغن کردن، راى مخالف دادن
forbid
(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود