فرهنگ آریانپور
کردن - فوران -
#۱۵۸٬۱۶۴
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
erupt
جوانه زدن، درآمدن، درآوردن، منفجر شدن، فوران کردن، جوش درآوردن، فشاندن
spout
لوله، دهانه، شیر آب، ناودان، فواره، فوران، جوش، غلیان، پرش، جهش کردن، پریدن، فواره زدن، فوران کردن
spurt
کوشش ناگهانى و کوتاه، جنبش تند و ناگهانى، خروج ناگهانى، فوران، جهش، جوانه زدن، فوران کردن، جهش کردن
geyser
آبفشان، چشمه آبگرم، چشمه جوشان آب گرم و معدنى، آتشفشان، فوران تند و ناگهانى داشتن یا کردن، فوران کردن
irrupt
فوران کردن، آتش فشان کردن، ناگهان ایجاد شدن