فرهنگ آریانپور
کردن - فوت -
#۱۵۸٬۱۶۳
die
مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه
blaw
دمیدن، فوت کردن، لاف زدن، بالیدن
insufflate
دمیدن، سوفله کردن، تلقین کردن، فوت کردن (در)، پى درپى روح دمیدن در