فرهنگ آریان‌پور

کردن - فوت -

#۱۵۸٬۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۲

blaw

دمیدن، فوت کردن، لاف زدن، بالیدن

۳

insufflate

دمیدن، سوفله کردن، تلقین کردن، فوت کردن (در)، پى درپى روح دمیدن در