فرهنگ آریانپور
کردن - فرار -
#۱۵۸٬۱۳۰
flee
(past: fled ; past participle: fled) ـ گریختن، فرار کردن، بسرعت رفتن، fly
loup
(اسکاتلند) خیز، فرار، گریز، خیززدن، فرار کردن، ذره بین کوچک
elope
فرار کردن با معشوق، (در مورد زن یا شوهر) گریختن، فرار کردن
scape
(جانور شناسى) میله، سابقه، مفصل اصلى، سابقه پر، فرار، وسیله فرار، هوس، وسواس، پشت پا زنى، لگد زنى، فرار کردن
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
flight
گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله
abscond
گریختن، فرار کردن، دررفتن، رو نشان ندادن، روپنهان کردن، پنهان شدن
scarper
گریختن، فرار کردن
stampede
رم، لگد کوب، ترس ناگهانى یک گله اسب، رمیدن، فرار کردن، صداى کوبیدن پا