فرهنگ آریان‌پور

کردن - فاسد -

#۱۵۸٬۱۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۲

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۳

eaten

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن eat

۴

erode

فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن

۵

canker

ماشرا، خوره، آکله، یک جور آفت درختان میوه، نوعى شته یاکرم، فاسد کردن، فاسدشدن

۶

corrupt

فاسد کردن، خراب کردن، فاسد

۷

debauch

هرزگى، هرزه کردن، فاسد کردن، الواطى کردن، عیاشى

۸

deprave

تباه کردن، فاسد کردن

۹

bastardize

حرامزاده خواندن، فاسد کردن، پست شدن