فرهنگ آریانپور
کردن - غصب -
#۱۵۸٬۱۰۰
usurp
غصب کردن، به زور گرفتن، ربودن
wring
(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن
arrogate
ادعاى بى جا کردن، غصب کردن، به خود بستن
#۱۵۸٬۱۰۰
غصب کردن، به زور گرفتن، ربودن
(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن
ادعاى بى جا کردن، غصب کردن، به خود بستن