فرهنگ آریانپور
کردن - غش -
#۱۵۸٬۰۹۹
faint
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف
swoon
(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن
swound
(swoon =) ـ (معنى مجازى) غش کردن
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
syncopate
هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن، غشى شدن