فرهنگ آریانپور
کردن - غرغر -
#۱۵۸٬۰۹۲
chide
(past: chided, chid ; past participle: chided, chid, chidden) ـ سرزنش کردن، گله کردن از، غرغر کردن
growl
غرغر کردن، خرناس کشیدن، صدایى که از ناى سگ خشمگین بر مى آید
grudge
بى میلى، اکراه، بیزارى، لج، کینه، غرض، غبطه، بخل ورزیدن، لجاجت کردن، غبطه خوردن بر، رشک ورزیدن به، غرغر کردن
mutter
من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن
grumble
ژکیدن، لندلند، غرغر کردن، گله کردن، ناله، گله