فرهنگ آریان‌پور

کردن - عهد -

#۱۵۸٬۰۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

vow

نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، عهد کردن

۲

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن