فرهنگ آریانپور
کردن - عهد -
#۱۵۸٬۰۷۵
vow
نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، عهد کردن
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن