واژههای فارسی←کردن - عرق -فرهنگ آریانپورکردن - عرق -#۱۵۸٬۰۴۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sweatخوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن۲perspireتعریق، عرق ریختن، عرق کردن، دفع کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر