فرهنگ آریانپور
کردن - عجله -
#۱۵۸٬۰۴۲
hie
شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن
busk
مجهز کردن، باعجله پیش رفتن، عجله کردن
haste
عجله، شتاب، سرعت، عجله کردن
hurry
شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى
hying
شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن
hotfoot
سراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن
festinate
عجول، عجله کردن