فرهنگ آریان‌پور

کردن - طولانی -

#۱۵۸٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن

۲

prolong

(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۳

lengthen

دراز کردن، طولانى کردن، کشیدن، دراز شدن، تطویل

۴

prolongate

(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۵

prolongation

ممتد کردن، طولانى کردن، تطویل